• Hogwarts School of Witchcraft and Wizardry

جی کی رولینگ، زنی که بچگی و نوجوانی مان را لذت بخش تر کرد.

دانلود کتاب های هری پاتر

دانلود کتاب های هری پاتر

تقریبا روزی نیست که ما فانتزی بازها آرزو نکنیم که ای کاش نامه ای از هاگوارتز دریافت کنیم! جی کی رولینگ کاری کرده که با شنیدن کلمه جادو، سریعا به یاد هاگوارتز و پسری که زنده ماند بیفتیم. شاید از آن دسته از افرادی باشید که فقط فیلم های هری پاتر را دیده اند و کتاب ها را نخوانده اند. خوب در این صورت همراه ما باشید تا که هدایت شوید! چرا که کتاب ها لذت بودن در دنیای جادو را ده برابر می کتد. جی کی رولینگ با شوخی ها و جزئیاتی که در کتاب گنجانده، لذت خواندن را دو چندان کرده است. در این قسمت می توانید اقدام  به دانلود کتاب های هری پاتر کنید. همچنین قرار است بیوگرافی جی کی رولینگ و تفاوت های فیلم و کتاب را هم باهم بررسی کنیم. مطالب را از دست ندهید!

جی کی رولینگ

تفاوت های فیلم های هری پاتر با کتاب ها

هشدار: اگر فیلم ها را ندیده اید یا تازه می خواهید کتاب ها را بخوانید، این قسمت دارای اسپویل است. حواستان باشد!

همونطور که می دونید، یک فیلم دو ساعته، هرگز نمی تونه یک کتاب رو بصورت کامل پوشش بده. قطعا کاستی هایی داره. البته منظور ما این نیست که فیلم ها موفق عمل نکردند. بالعکس، میشه گفت در میان اقتباس های فاجعه ای که اینروزها در نت فلیکس و سینما می بینیم (مثل اقتباس های افتضاح ابزار فانی از کاساندرا کلر!)، فیلم های هری پاتر خیلی خوب به کتاب وفادار بودند. اگر کتاب هارو نخوندید، یکم بالاتر امکان دانلود کتاب های هری پاتر هست. همچنین اگر فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ رو دیده باشید، اگر دقت کنید، هرماینی داستان 3 برادر رو از روی کتاب بیدل نقال می خونه. برای دانلود کتاب روی بیدل بقال  کلیک کنید.

در این بین اگر فقط بیننده فیلم ها بوده باشید، سوالاتی براتون پیش میاد. از جمله این که

  1. فرد و جرج از کجا پول آوردند و مغازه زدند؟ 
  2. پسر بارتی کراچ چطور از آزکابان فرار کرد؟
  3. فلور برادر رون، چارلی ویزلی رو کجا دید؟ 
  4. طراحان نقشه غارتگر چه کسانی بودند؟

تفاوت هایی هم در توضیح کاراکترها در کتاب و فیلم ها وجود داره. یا بعضی از شخصیت ها کلا حذف شدند. مثل شبح پردردسر بد عنق و شبح ترسناک، بارون خون آلود. یا تفاوت شخصیت خل وضع دامبلدور در کتاب و شخصیت با صلابتش در فیلم و… . در این قسمت به تفاوت های کتاب ها و فیلم های هری پاتر، سرنوشت بعضی شخصیت ها و معرفی اون ها می پردازیم. البته بعد از دانلود کتاب های هری پاتر خودتون هم می تونید متوجه بشید.

شکل ظاهری 3 شخصیت اصلی

درباره این قسمت نمی شود به سازندگان خرده گرفت چون بازیگرها از بچگی در این سری بازی کردند و مثلا نمی شد دنیل ردکلیف رو از نقش آورد بیرون!

رونالد ویزلی قد بلندی داره و صورتش کک مکیه. همچنین دهنش خیلی وِله و فحش زیاد میده! در صورتی که رونالد توی فیلم کوتاهه و کک مک نداره.

هری پاتر پوست سبزه، موهای ژولیده مشکی پرکلاغی و چشمای سبزی داره. همچنین بر خلاف دنیل خودمون، قد بلند و هیکل ردیفی داره. هری ای که تو فیلم دیدیم یکم هاج و واجه، ولی هری کتاب شوخ طبعه و قابل درک تره.

هرماینی در کتاب فرزند نفرین شده به یک سیاه پوست تبدیل شده. اینم در راستای اهداف نژاد پرستی زدایی جدید هالیووده که بنظرم بیشتر نتیجه عکس می ده. هرماینی در کتاب های قبلی پوست سبزه، چشمای قهوه ای و دندونای خرگوشی داره! اون همچنین بعضی جاها واقعا رو اعصابه!

جینی ویزلی در کتاب بسیار زیبا است، به طوری اکثر پسرهای هاگوارتز از اون خوششون میاید!

  • هری پاتر، رونالد ویزلی و هرمیون گرنجر در کتاب

  • هری پاتر، رونالد ویزلی و هرمیون گرنجر در کتاب

  • هری پاتر و جنی ویزلی

گروه غارتگران

قبل از ورود فرد و جرج ویزلی افسانه ای، خرابکار های مدرسه سیریوس بلک، جیمز پاتر، ریموس لوپین و پیتر پتی گرو بودند. البته لوپین بیشتر مراقب بود تا قضیه را جمع کند و بیشتر بار شیطنت به عهده سیریوس و جیمز بود. 3 دانش آموز خوش قیافه و با استعداد که روزگار سرایدار مدرسه، آقای فلیچ را سیاه کرده بودند! پتی گرو خیلی سعی می کرد که خودش را به آنها بچسباند. این 4 نفر بودند که نقشه غارتگر را ساختند. با اسم های مستعار آقای ماه، شاخدار، پانَمَدی و دم باریک. حالا چرا این اسم ها؟ چون یکی از آنها گرگینه بود و 3 تای دیگر به خاطر او خودشان را جانورنما کرده بودند. جیمز به گوزن، سیریوس به  سگ و پتی گرو هم به موش تبدیل می شد. لوپین هم که گرگینه بود. این 4 نفر در شب هایی که به لوپین سخت می گذشت باهم به جنگل سیاه یا شیون آوارگان می رفتند. حتما درخت بید کتک زن را یادتان هست! این درخت را دامبلدور در سال اول ورود لوپین به مدرسه کاشت. از طریق تونل این درخت، لوپین شبهایی که ماه کامل می شد به خانه شیون آوارگان می رفت تا دوره گرگینه اش بگذرد. این 3 نفر با جانورنما کردن خود، این شب هارا برای لوپین آسانتر کردند. لوپین در بچگی توسط گرگینه ای به نام گری بگ، که بعدتر بیل ویزلی را گاز گرفت، گزیده شده بود.

  • سیریوس بلک، جیمز پاتر، پیتر پتی گرو و ریموس لوپین

  • سیریوس بلک، جیمز پاتر، لیلی اِوانز و ریموس لوپین

  • سیریوس بلک، جیمز پاتر، لیلی اِوانز و ریموس لوپین

  • سیریوس بلک، جیمز پاتر، پیتر پتی گرو و ریموس لوپین در حل ساخت نقشه غارتگر

فرد و جرج ویزلی افسانه ای

از همان کتاب اول می دانستیم این دو آتشپاره قرار است حسابی سرگممان کنند. یادتان هست که به رونالد سال اولی گفته بودند برای انتخاب گروه باید با یک غول کشتی بگیرد؟ هاگرید در اولین دیدار به رونالد  می گوید:

من نصف عمرمو صرف بیرون کردن برادرای تو از جنگل تاریک کردم!

البته در بین این دو نفر، فرد بیشتر مسبب دردسر بود. جرج بیشتر دنباله رو بود. با این حال استعداد این دو برادر فقط در ایجاد دردسر نبود. آن ها اسباب ایجاد دردسر خوبی هم درست می کردند! سوال اینجا است که پول آن مغازه شوخی و خنده را از کجا آوردند؟ هری در پایان کتاب چهارم، علاوه بر جام آتش، مبلغ 4000 هزار گالیون را هم برد. خودش که بخاطر پس انداز پدر و مادرش به آن احتیاج نداشت. پس آن هارا به فرد و جرج داد تا کسب و کارشان را راه بیندازند. برای همین است که تمام جناس مغازه شان برای هری رایگان است! آن ها در سال سوم خود، نقشه غارتگر را در کشو فلیچ پیدا کردند و نهایت استفاده را از آن بردند و بعد در کمال سخاوتمندی آن را به هری دادند. که البته خوب حقش بود. کمترین دلیلش این بود که پدر هری یکی از سازندگان آن نقشه بود. بعد از مرگ غم انگیز فرد در جنگ هاگوارتز، جرج به تنهایی مغازه را می گرداند. تا اینکه رونالد از وزارت جادو بازنشسته شد و با برادرش مغازه را اداره کرد.

  • فرد و جرج ویزلی

  • فرد و جرج ویزلی به همراه هری پاتر بعد از مسابقه کوییدیچ

  • فرد و جرج ویزلی

  • فرد و جرج ویزلی

فلور دلاکور و بیل ویزلی کجا همدیگر رو دیدند؟

بیل ویزلی، خوش قیافه ترین و تودل برو ترین کاراکترها بود که تو فیلم خیلی بهش پرداخته نشد. اون توی یکی از شعبه های بانگ گرینگوتز در مصر کار می کرد. اون چکمه های بلند و اُورکوت می پوشید گوشواره مردانه می انداخت و موهاشو از پشت می بست. اون همچنین قدبلند و چهارشانه بود. فلور دلاکور زیبا (مادربزرگش پریزاد بوده!) بیل ویزلی  رو در کتاب چهارم، هنگامی که بخاطر مسابقات برای بررسی چوب دستی های شرکت کننده ها به هاگوارتز اومده بودند دید. و خوب عاشقش شد! اون برای گریگوتز شعبه مصر درخواست استخدام داد تا بیل رو بیشتر ببینه!

بد عنق!

بدعنق، یکی از اشباح هاگوارتز بود که بشدت رو اعصاب بود! اون از هیچ کس بجز پروفسور دامبلدور حرف شنوی نداشت. البته در میان زنده ها. شخص دیگه ای که بدعنق خیلی ازش می ترسید، شبح برج اسلتیرین، بارون خون آلود بود. تنفر از بد عنق تنها نقطه مشترک دانش آموزان و فلیچ بود. فقط یه جا هست که ممکنه از بدعنق خوشمون بیاد، اونم موقعی هست که در کتاب پنجم، بعد از رفتن آلبوس دامبلدور از مدرسه، بد عنق به نمایندگی از فرد و جرج، مدرسه رو برای آمبریج تبدیل به جهنم می کنه!

  • فن آرت بیل ویزلی

  • فن آرت فلور دلاکور

  • بیل ویزلی و فلور دلاکور

  • شب عروسی بیل و فلور

  • شب حمله گریبگ گرگینه به بیل

  • بد عنق

پسر بارتی کراچ چطور از آزکابان فرار کرد؟

همسر بارتی کراچ مریض بوده، به عنوان آخرین خواسته اش، از شوهرش می خواد که جای  اونو تو آزکابان با معجون مرکب عوض کنه. و عملا پسرش رو آزاد می کنه. اوایل پسرش رو با طلسم فرمان، تحت کنترل داشته ولی به مرور اوضاع از دستش در می ره و پسرش طلسم فرمان رو روی اون اجرا می کنه.

شخصیت دامبلدور

خوش اومدین! آغاز سال تحصیلی جدید در هاگوارتز رو به همتون تبریک می گم! قبل از شروع جشن، چند کلمه می خوام صحبت کنم! احمق! خیکی! خل و چل! دیوانه!

این ها کلماتی هستند که دامبلدور در شروع اولین سال تحصیلی هری، قبل از شروع جشن به زبون میاره! ما هم طبیعتا مثل هری فکر کردیم او کم داره یا خل وضعه! ولی همونطور که پرسی ویزلی یادآوری می کنه، اون یه نابغه است. فکر می کنم همین تا حدودی شخصیت  خل وضعش رو توجیه می کنه. دامبلدور رداهای رنگی زیبایی می پوشه و بسیار شوخ طبعه. ولی به وقتش بسیار خطرناک می شه. اون بخاطر شکست دادن گریندال والد، جادوگر تاریکی قبل از ولدمورت در دنیای جادوگری شناخته شده. اون همچنین دوست صمیمی گریندال بوده. تا زمانی که بعد از مرگ مادرش، مجبور میشه از خواهرش مراقبت کنه. خواهرش آریانا در بچگی مورد تعرض چند مشنگ زاده قرار می گیره و از اون موقع جادوش رو در خودش خفه می کنه. عواقب این کار رو تا حدودی در فیلم جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها دیدیم. بعد از یه دعوای لفظی با گریندال که به درگیری منجر میشه، خواهرش کشته میشه. در نتیجه این واقعه با برادرش ابرفورت دعوا می کنه و رابطش با گریندال والد از بین میره. یکی از دلایلی که دامبلدور هیچ وقت قبول نمی کرد وزیر سحر و جادو بشه، اینه که باور داشت جنبه قدرتو نداره.

  • بارتی کراچ جونیور

  • دامبلدور و هری، زمانیکه هری آینه نفاق انگیز را پیدا کرد.

  • آلبوس پرسیوال وولفوریک برایان دامبلدور!

فکت ها و سرنوشت ها

دانلود کتاب هاب هری پاتر کمی بالاتر

  • پدر و مادر نویل لانگ باتم در کتاب زنده هستن.

    فرانک و آلیس لانگ باتم، هر دو کارمند وزارتخونه بودند. اونا هچنین از اعضای محفل ققنوس اول بودند. بعد از اینکه بلاتریکس لسترنج، بارتی کراچ جونیور و دو مرگ خوار دیگه تا حد مرگ شکنجشون می دن، دچار زوال عقلی می شن و تا همیشه در سنت مانگو بستری بودند. البته اونا هیچوقت اطلاعاتی رو زیر شکنجه بروز ندادند. بعدها فرزنشون نویل، نگینی، مار و جان پیچ ولدمورت رو می کشه و کمک بزرگی به شکست ولدمورت می کنه.

  • دابی تنها جن آزادی خواه در میان همنوعانش بود.

    دابی در اصل خدمتکار خاندان مالفوی بود. اون در کتاب دوم هرکاری تونست کرد تا از هری محافظت کنه. البته بیشتر جون هری رو به خطر انداخت! دابی تنها جنی بود که عاشق آزادیش بود. جن های دیگه به بردگیشون افتخار می کردن.هرماینی سعی می کرد جن هارو به زور آزاد کنه. کلاه های کوچیک می بافت و لای آت و آشغال ها برج گریفندور می ذاشت تا ناخواسته آزاد بشن. ولی جن ها اینو فهمیدن و دیگه برج گریفندور رو تمیز نکردن. دابی به تنهایی این کارو انجام می داد

  • سوروس اسنیپ ناخواسته در کشته شدن والدین هری نقش داشت. 1

    سوروس از بچگی لیلی اوانز رو می شناخت و عاشقش بود. طبیعیه که از جیمز متنفر باشه. البته جیمز پاتر هم زندگی رو همینجوری برای سوروس جهنم کرده بود. یه بار که سوروس خیلی فضولی می کردکه ببینه لوپین شبای ماه کامل کجا میره، جیمز هم شیطنت می کنه و آدرس چاله درخت بید کتک زن رو بهش می ده. ولی بعدا به اشتباهش پی می بره. سریع میره تا اسنیپ رو از دست لوپین گرگینه نجات بده.
    شبی که پیشگویی معروف انجام شد، اسنیپ نصفه و نیمه اونو شنید و به ولدمورت گفت…

  • سوروس اسنیپ ناخواسته در کشته شدن والدین هری نقش داشت. 2

    اون پیشگویی توسط استاد خل وضع درس پیشگویی، پرفسور تریلوانی انجام شد که اونروز برای مصاحبه کاری با دامبلدور تو کافه قرار داشت. تریلوانی تو حالت خلسه پیشگویی رو انجام داد. پسری که در انتهای ماه جولای متولد میشه، لرد سیاه رو شکست میده. لرد سیاه خودش حریفش رو انتخاب می کنه… . اسنیپ پیشگویی رو نصفه شنید و به اطلاع لرد سیاه رسوند. غافل از این که با این کار عملا لیلی پاتر رو کشت. اون بعدا هرچه در توانش بود برای نجات لیلی انجام داد ولی خیانت پتی گرو همه چیز رو خراب کرد.

درباره نویسنده

جی کی رولینگ کیست وچه می کند؟

جوآن رولینگ، شناخته شده با نام جی کی رولینگ. زنی است که به معنای واقعی کلمه به مانند ققنوس سوخته و از خاکستر برخواسته. با بدترین درها و شکست ها دست و پنجه نرم کرده. وحشتناک ترین کابوس هارا تجربه کرده. ولی از همه آن چیزها، پله ساخته و بالا رفته است. در این قسمت می خواهیم با زنی آشنا شویم که جادو را برای ما معنا کرد.

جوآن رولینگ

جوآن رولینگ در ژوئیه سال 1965 در شهر ییت، گلاسترشر به دنیا آمد. از پدری مهندس و مادری تکنسین که خوب طبیعتا نمی توانستند وضع مالی بدی داشته باشند. از همان بچگی عاشق نوشتن و خواندن بود. در وصف علاقه او همین بس که در سن 6 سالگی داستانی با نام “خرگوشی به نام خرگوش” می نویسد. دقت کنید در 6 سالگی نه تنها می توانسته بنویسد، که جمله هارا نیز سامان می داده است. می گوید محبوب ترین کتاب کودکی اش “اسب سفید کوچولو” نوشته الیزابت گوج بوده است.

مثل اکثر نویسنده ها، در مدرسه عاشق درس ادبیات بوده است. او حتی سعی کرد در دانشگاه آکسفورد هم ادبیات انگلیسی بخواند اما نتوانست. پس به اصرار پدر و مادرش در دانشگاه اکستر، ادبیات فرانسه را خواند.

مرد آستین دوست!

بعدازاینکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد در سال 1990، در سازمان عفو بین‌الملل به‌عنوان مترجم و منشی مشغول به کار شد. 2 سال بعد از آن بود که همسر اولش، ژورگه آرانتس، روزنامه نگار پرتغالی را دید و بوم! گمان کرد که مرد رویاهایش را یافته است. خود رولینگ در آن مقطع به عنوان معلم زبان انگلیسی در پورتوریکو مشغول به کار بوده است.

طولی نمی کشد که روزنامه نگار پرتغالی، شروع به بدرفتاری با رولینگ می کند. گویا این حقیقت  که ژورگه هم مثل رولینگ از جین آستین خوشش میامده، تاثیر چندانی بر بهبود رابطه شان نمی گذارد. این بدرفتاری تا جایی ادامه میابد که رولینگ از ژورگه جدا می شود. در آن زمان 1 دختر 2 ساله به نام جسیکا داشته است.

دمنتورها می آیند.

در مقطعی از زندگی، همه چیز برای رولینگ تمام شده به نظر می رسد. او در ازدواجش شکست خورده و حالا یک مادر مجرد است. کارش را از دست داده. به اسکاتلند رفته و با مستمری ناچیز بیکاران روزگار می گذراند. خودش می گوید، رورزی آخرین پنی ام را خرج نان کردم تا به دخترم بدهم. در راه به فکر این بودم که فردا چگونه زندگی کنم؟ او در این دوره به افسردگی حاد دچار شد و چندین بار تصمیم به خودکشی گرفت که خوشبختانه هربار ناموفق بود. او مدتی را در یک مرکز درمانی بستری بود.

لوموس!

در این زمان، روزی از روزها که با یک تاخیر 4 ساعته در ایستگاه قطار مواجه میشه، بجای فحش دادن به زمین و زمان، ایده ای به ذهنش میاید. درباره پسر جادوگری که نمی داند یک جادوگر است. و به همین سادگی، ماجراجویی ما با هری شروع شد. به محض اینکه به آپارتمانش رسید، ایده اش را تند تند نوشت. خودش می گوید:

آپارتمان ما وسایل گرمایشی نداشت. بنابر این به جسیکا به کافه ها می رفتم که محیط گرمی داشتند. جسیکا را می خواباندم و شروع به نوشتن می کردم.

جوان دو ماه مانده به تمام کردن کتاب، به خانه خواهرش رفت و داستان را تمام کرد.

ناشرهای کم سلیقه

رولینگ داستانش را پیش 12 ناشر برد و  هر 12 ناشر کج سلیقه کار او را پس زدند. تا اینکه یک انتشارات کوچک با نام بلومزبری کار او را پذیرفت. این ناشر همچنین توصیه کرد که کتاب هایش را با نام جوآن رولینگ امضا نکند. چرا که آن زمان زیاد به نویسندگان زن بها نمی دادند. پس او با نام جی (حرف اول جوآن) کی (حرف اول کیتلین، مادربزرگش) رولینگ کارهایش را امضا کرد. اولین تیراژ کتاب 1000 عدد بود که 500 تای آن به کتابخانه ها رفت. و این آغاز یک ماجراجویی جادویی بود.

موفقیت پشت موفقیت

دانلود کتاب های هری پاتر کمی بالاتر

دستمزد اول رولینگ 1500 پوند بود. ولی در یک چشم به هم زدن، کتاب ها فروخته شدند. بعد از این موفقیت یک انتشارات آمریکایی حق چاپ را از رولینگ به ارزش ۱۰۰ هزار یورو خریداری کرد. اولین جلد کتاب هری پاتر ۱۲۰ میلیون نسخه بود که در سراسر دنیا به فروش رسید. خود رولینگ می گوید به اصرار دخترش که می خواسته بداند ادامه داستان چه می شود، ترغیب شده تا بقیه کتاب ها را بنویسد. سال ۱۹۹۸ بود که داستان هری پاتر برای اولین بار تبدیل به فیلم شد و با درخواست رولینگ تمام بازیگران، از بازیگران بریتانیایی انتخاب شدند و در سال 2006 آخرین سری کتاب هری پاتر نوشته و منتشر شد. این کتاب تا امروز به بیش از 70 زبان ترجمه شده است. تابه حال  ۴۵۰ میلیون نسخه از این مجموعه منتشر شده‌است. کتاب‌های هری پاتر از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ بشر بوده‌اند. در سال ۲۰۰۷ فهرست ثروتمندان ساندِی تایمز میزان ثروت رولینگ را به ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) تخمین زد و در بین ثروتمند ترین زنان بریتانیا، رولینگ را در رده ۱۳ جدول قرار داد. همچنین در همین سال به انتخاب مجله تایم، رولینگ پس از ولادیمیر پوتین به عنوان دومین شخص تأثیرگذار سال انتخاب شد. مجله فوربز رولینگ را در رده چهل و هشتمین شخصیت معروف در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد.

منابع الهام

جی کی رولینگ میگوید:

اولین بار یکی از دوستانش به نام سین او را بسیار تشویق کرد به او گفت: ” باید یک روز نویسنده ی بزرگی شود”.

سین یک اتومبیل فورد قدیمی داشت که در کتاب هری پاتر و تالار اسرار به عنوان ماشین پرنده خانواده ویزلی وارد می شود.

دمنتور ها جلوه ای از افسردگی رولینگ و شرایط سختی که داشته هستند.

پدر و مادر رولینگ یکدیگر را برای اولین بار در ایستگاه کینگزکراس دیده اند. جایی که دامبلدور و هری در کتاب هفتم یکدیگر را ملاقات می کنند.

او شخصیت استاد معجون سازی منفور، پروفسور اسنیپ را (البته فقط تا کتاب ششم!) از روی استاد شیمی اش گرفته. گویا رولینگ با شیمی رابطه خوبی نداشته است!

جوآن درباره ایده بازی کوییدیچ می‌گوید:

“یک شب که در اتاقی خیلی کوچک در هتل «بورنویل» دیدزبری منچستر اقامت داشتم، «کوییدیچ» را ساختم. یک ورزش برای جادوگرها لازم داشتم و همیشه دوست داشتم بازی‌ای با بیش از یک توپ در زمین را تماشا کنم. این ایده واقعا مرا هیجان زده می‌کرد. شبیه‌ترین بازی به آن بسکتبال است که شاید من از دیدنش بیشتر از دیگر بازی‌ها لذت می‌برم. از تعریف‌کردن قوانین لذت می‌برم و هنوز دفترچه‌ای که در آن، این‌ها را به همراه تمام شکل‌ها و نام توپ‌ها نوشته بودم، دارم. قبل از انتخاب نهایی «کوییدیچ»، «اسنیچ»، «بلوجرز» و «کوافل» را هم امتحان کرده بودم.”

تشکر ویژه

مطمعنا بدون جی کی رولینگ عزیز، هنوزم جادو رو با نام مرلین و هزار ویک شب می شناختیم. دنیای زیبای هری پاتر هم وجود نداشت. از خانم رولینگ ممنونیم که دنیایی به این زیبایی برامون خلق کرد. بچگی و نوجوانی ما بدون هری پاتر کامل نمی شد.

اینجا کلیک کنید تا به این نوشته رای بدهید
[Total: 0 Average: 0]